خرید بک لینک

دلم گرفته ای دوست هوای گریه با من

سرنوشت

سرنوشت را باید از سر نوشت
شاید این بار کمی بهتر نوشت

عاشقی را غرقِ در باور نوشت
غُصه ها را قِصه ای دیگر نوشت

از کجا این باور آمد که گفت
گر رَود سَر برنگردد سرنوشت

گل بکاریم از دل گِل گُل بَرآریم
در زمستان در بهاران زیرِ باران

گل بکاریم گر بخواهیم گر نخواهیم
باغبانِ روزگاریم

گر تو روزی رازِ این بازی بدانی
نکته یِ رمزش بخوانی

لحظه هایِ زندگی چون موج دریاست
گرچه سرد و سخت زیباست

موجِ این دریا گرت از سر گذشته ست
سرنوشتت سرگذشت است

بر فرازِ قله یِ باور سفر کن
بالِ خود را باز تر کن

همچو حافظ پای کوبان و غزل خوان
لشگرِ غم را بسوزان

در فلک سقفی نمانده این زمانه
پَر بزن تا بی کرانه

برچسب: نویسنده: فاطمه جعفری تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 2:20

صفحه بندی